نامهای تركی شهرها و اماكن جغرافیائی آزربایجان و ایران – قوشاچای


نامهای تركی شهرها و اماكن جغرافیائی آزربایجان و ایران، ریشه شناسی و وجه تسمیه آنها ( قوشاچای Qoşaçay ) / مهران بهاری

 

میاندواب

شهر
قوشاچای سر چهار‌راهی میان شهرهای تبریز، مراغه، اورمو (اورمیه) و سنندج
واقع شده و استانهای آزربایجان غربی و شرقی و كردستان را بهم وصل می‌كند.
هلاكوخان امپراتور مغول روستای حسین‌آباد (نام اصلی ؟) را كه در چند
كیلومتری جنوب قوشاچای قرار دارد به پایتخت تابستانی خود انتخاب كرده بود.

ریشه شناسی

قوشاچای نامی تركی مركب از صفت "قوشا" به معنی جفت و اسم "چای" به معنی رود است.

قوشاQoşa
: "قوش+-ا" به معنی جفت، دوتا، اسم از مصدر "قوشماقQoşmaq " به معنی
پیوستن، یكی شدن. فرمهای گوناگون این مصدر در زبانهای تركی چنین اند: قوش
Qoş (تركی قدیم، قاراخانی، میانی، تركیه، آزربایجانی، قاقاووز، تركمنی،
سالار، قیرقیزی، بالقار، قوموق، تووا-توفالار)، قوس Qos (ساری اویغور،
قزاقی، نوقای، قاراقالپاق، ازبك، اویغور، باشقیر، آلتائی)، قوش Quş
(تاتاری، باشقیر)، قیویش Qıwış (باشقیر)، خوس Xos (خاقاسی، یاقوتی)، خوش
Xuş (چاووشی)، خوهوی Xohuy (یاقوتی)، خوهون Xohun (یاقوتی)، كوهون Kohun
(دولقان). از زبان تركی به اشكال قوشی Qoşi به زبان مغولی، قوس Qos به
مغولی غربی و خوش Xoş به قالموقی وارد شده است. برخی از تركی شناسان ریشه
"قوشماق" را مصدر "قو.ماقQomaq " به علاوه پسوند مشاركتی "–ش" دانسته اند.
(مانند "باشماقBaşmaq " كه از مصدر "باماقBamaq " به معنی بستن، بند زدن
به علاوه پسوند مشاركتی "–ش" حاصل شده است. "باشماق" در زبان تركی به معنی
نوعی كفش بنددار است. نام عمومی كفش در زبان تركی "آیاق قابیAyaqqabı "
است). ریشه "قو" در زبان مغولی نیز وجود دارد: "قوجار" (دو)، "قورین"
(بیست)، "قوس" (جفت)، "قوسمالچین" (دوگانه، دوقلو)، "قوسمان"، "قوقورؤ
(میان دو چیز)، ….

قالب "بن مصدری+-ا": كلمه "قوشا" با استفاده از
پسوند "-ا، -ه" كه به بن مصدر قوشماق افزوده شده حاصل گردیده است. پسوند
"ا-ه"، پسوند اسم ساز از فعل در تركی است، این پسوند در تركی باستان و
قدیم بسیار رایج بوده و این قالب در نامهای جغرافیائی قدیمی تركی به وفور
بكار رفته است: مانند پسوند "-آوا" در نامهای جغرافیائی (نك. آبا-آوه، و
آواجیق)، "قوشاQoşa " (از مصدر قوشماق)، "ساواSava " (از مصدر ساوماق، نك.
ساوا-ساوه)، "درهDәrә " (از مصدر درمه ك)، "قالاQala " (از مصدر قالاماق).
این قالب را در كلمات "یاراYara " (از مصدر یارماق)، "دوغاDoğa " (به معنی
طبیعت از مصدر دوغماق)، "دؤنهDönә " (به معنی دفعه و بار، از مصدر دؤنمه
ك)، "سورهSürә " (به معنی برهه و مهلت، از مصدر سورمه ك)، "دوراDura " (به
معنی نقطه از مصدر دورماق)، "هاچاHaça " (دوشاخه، از مصدر آچماق)،
"چكهÇәkә " (به معنی ویرگول از مصدر چكمه ك)، "سیغاSığa " (به معنی ظرفیت،
از مصدر سیغماق)، "ائورهEvrә " (به معنی مرحله از مصدر ائویرمه ك)،
"چئورهÇevrә " (به معنی محیط از مصدر چئویرمه ك)، …. نیز می توان مشاهده
كرد.بای بک

در گذشته خود كلمه "قوش" بدون افزودن پسوند "-ا" نیز به
صورت اسم و به معانی جفت، یكی از جفت، دو پیاله پیاپی شراب، … بكار رفته
است: "قوش آتQoşat " (اسب شاه)، "قوش بیچه كQoşbiçәk " (قیچی. قیچی و یا
قایچی كلمه ای مغولی است).

چایÇay : كلمه ای تركی به معانی اولیه
رودخانه، رود كوچك، رود كم آب، ماسه، سیل، كم عمق، …. احتمالا از ریشه
"سایSay " باستانی. معنی اولیه "سای" ناحیه ای از زمین پوشیده با سنگ بود،
با بسط معنی به بستر خشك رودخانه و سپس رودخانه ای كم آب و كم عمق فصلی،
رودخانه ای كه در زمستان جاری و در تابستان خشك است گفته شد. از همینجا
"سای" در طول زمان معنی كم عمق را پیدا كرده است. ("سای سو" به معنی آب كم
عمق است). لغت "سایدامSaydam " (سای+دام) به معنی شفاف نیز از همین ریشه
است، یعنی چیزی كه درون آن به راحتی دیده می شود.

فرمهای گوناگون
كلمه چای در زبانهای مختلف تركی: چای (تركی میانه، آزربایجانی، تركمنی،
بالقار، یاقوت)، سای (باشقوردی)، شاییق (شور)، چایرام (آلتایی). (علاوه بر
چای، در زبان تركی كلمات زیر نیز برای رودخانه بكار می روند: اؤگوزÖgüz :
رودخانه، اؤگه نÖgәn : نهر، اؤزه نÖzәn : رودخانه، موره نMürәn : رودخانه
(مغولی)، درهDәrә : رودخانه، …). از همین ریشه است لغت "چاییرÇayır " به
معنی آبگیر رودخانه و یا گیاهی كه در كناره آب می روید.

وجه تسمیه:

نام
"قوشاچای" از سوی مردم و در اعتراض به اسم دولتی و تحمیلی "میاندوآب" كه
نامی به زبان بیگانه فارسی بوده و صرفا به منظور ترك زدائی از چهره و
تاریخ آزربایجان و تحقیر ملت ترك از سوی دولت ایران جعل گردیده، بر این
شهر آزربایجانی ‌گذارده شده است.بای بک

انتخاب و تحمیل نام فارسی
"میاندوآب" از سوی دولت ایران برای نامگذاری این شهر ترك و آزربایجانی، به
منظور القای این اندیشه است كه ملت ترك لیاقت و حق نامگذاری اماكن
جغرافیائی در وطن خویش و زبان تركی نیز قابلیت و توانائی بكار برده شدن
برای این منظور را ندارد. و از اینرو نامگذاری شهرها و اماكن جغرافیائی
آزربایجان می بایست توسط فارسان و به زبان فارسی انجام پذیرد.

نامهای جغرافیائی مشابه:

"قوشا"،
به عنوان صفت در نامهای جغرافیائی آزربایجان و مناطق تاریخی حضور تركان در
ایران بكار رفته است. مانند نام روستای "قوشابولاقQoşabulaq " (قوشابلاغ)،
كوه "قوشاداغQoşadağ " (قوشه داغ) در شمال شهر هریس و غرب رشته كوه
ساوآلانگ (نك. ساوآلانگ-سبلان) و جنوب غربی پیشگین (نك. پیشگین-مشكین
شهر)، تالاب قوشاگؤلوQoşagölü (قوشاگلی) در ٣١ كیلومتری جنوب غربی هشده¬ری
(نك. هشده-ری-هشترود)، "قوشاتپهQoşatәpә " در استان اردبیل.

كاربرد
این نام به تنهائی در نامهای جغرافیائی نیز دیده می شود، مانند نام روستای
"قوشه" (قوشا-كشا) در جنوب شرق "تویه دروار" (نك. تویسركان-توی سرگه ن) در
٣٥ کیلومتری جاده ی دامغان – سمنان (محل "صد دروازه ی" قدیم).

چای
نیز رایجترین كلمه برای نامیدن "رود" در تركی آزربایجانی معاصر است و به
وفور برای نامیدن رودخانه ها و نهرها و آبادیها و روستاهای مجاور آنها در
سراسر ایران بكار رفته است.

همچنین "قوشو چایدام" نام دریاچه ای در وادی اورخون در جنوب دریای بایكال در آسیای میانه نیز میباشد.بای بک

نتیجه

"قوشاچای"
تركیبی كاملا تركی به معنی دورود، و مركب از صفت "قوشا" به معنی دو،
دوگانه، و اسم "چای" به معنی رودخانه است و اشاره به قرار داشتن این شهر
در میان دو رودخانه "تاتائو" (سیمینه‌رود) و "جیغاتی" (زرینه‌رود) دارد.

Bir cavab yazın

Sistemə daxil olmaq üçün məlumatlarınızı daxil edin və ya ikonlardan birinə tıklayın:

WordPress.com Loqosu

WordPress.com hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Twitter rəsmi

Twitter hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Facebook fotosu

Facebook hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Google+ foto

Google+ hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

%s qoşulma

%d bloqqer bunu bəyənir: