کلمات ترکی دخیل در زبان فارسی و دیگر زبانها


دوزلو اوغلان وبلاگلارینین یاخشی اولماقی اوچون آتیل باتیل فروشگاهین دان آلیش وئریش ائدین

كلمات تركي دخيل در زبان فارسي و ديگر زبانها

پرويز يكاني زارع

1ـ ساوالان (ساو + آلان) به معني پيام گير و گيرندة پيام. نام كوهي است كه در آن پيام خداوندي بر زردشت نازل شده و از آن زمان اين كوه به ساوالان مشهور شده است. سبلان تحريف شدة ساوالان مي باشد.

2ـ قات = گات به معني فصل، بخش

3ـ زه ره توشته ره = زردشت، به معني رهبر ايل زه ره

4ـ أرشاك = اشكان، به معني پهلوان و قهرمان و سردار بلندبالا (أرشاخ)

5ـ هاميتان، هاميدان = همدان، به معني از تمامي ايل ها و طايفه ها

6ـ خه له ج يا قه له چ، در اصل قال آج يا قال آچ بوده است. نام قومي ترك زبان است و نسبت آنان به سومئرها و باحتمال زياد ايلامهاي ترك تبار و التصاقي زبان مي رسد. و چون محيط زيست آنان در برهه اي از زمان خوزستان كنوني و سواحل شمالي درياي جنوبي آن بوده، از اينرو نام خود را به درياي جنوبي سرزمين خود دارند و اين نام به مرور زمان تبديل به خليج شده و بعدها به سبب سكونت اقوام فارس زبان بنام خليج فارس مشهور شده است.

7ـ چومور، چامير به معني گل، به سبب استفاده وسيع قوم ترك تبار و التصاقي زبان (سومر) از گل براي ساختن الواح گلي، آن قوم بنام چومور خوانده شده و در اثر كثرت استعمال و لهجه به لهجه شدن سرانجام به »سومئر« مشهور شدند. مانند چومور كند يا چامير كند كه به سحر كند و در نهايت سمرقند تبديل شده است.

8ـ تومروس = تبريز، هنوز هم در مناطق قره داغ، ارسباران، اهر به تبريز تومروس مي گويند.

9ـ چالئيش = چالش (سعي و كوشش)

10ـ آناهيت = آناهيد، به معني مادر قوم هيت

11ـ بيلگه ميش = گيلگميش، به معني دانندة همه چيز، صيغه مبالغه است و مفهوم اسم مفعول را مي رساند.

12ـ گئن أرأل = ژنرال، جنرال، به معني قهرمان و فرمانده بخشنده و گشاده دست.

13ـ ته پير = دبير، به معني كاتب و نويسنده در بين سومئريان به نويسندة الواح سومئري كه ميخ ها را روي لوحهاي گِلي فشار مي داده است، ته پير گفته مي شده است.

14ـ ته پيريستان = طبرستان (مازندران كنوني). اين سرزمين محل زندگي طايفة ته پير بود و آنان شاخه اي از تركان ماد بوده اند و نام طايفة خود را به سرزمين محل سكونت خود داده بودند. افراد اين طايفه در نوشتن خط ميخي مهارت كافي داشتند.

15ـ يونان و يونانلار = يونان و يونانيان. تركان به اين مردم كه در تراشيدن سنگها و ساختن مجسمه هاي سنگي استاد بودند، يونانلار (تراشنده ها) و سرزمينشان را يونانيستان مي گفته اند.

16ـ آهئواراميزدا، آهوراميزدا = اهورامزدا

17ـ آويسته ك = ائوايسته ك = آويستاك = آويستا = اوستا، به معني دوست داشتن و محبت ورزيدن به ايل و طايفه و قبيله و حفظ ارتباط و علاقه با اهل و عيال.

18ـ دئته، دئينه، دئيين = دين، علاقمندان دين زردشتي براي اينكه كتاب آويستا (اوستا) زياد خوانده شود، خطاب به خواننده اوستان مي گفتند دئنه، دئيين يعني بگو، بخوان، باز هم بخوان و به مرور همين كلمات به فرم دين تلفظ شد و مفهوم دين و آئين را بخود گرفت. لازم به قئيد است كه زردشت و پيروانش خيلي پيش از آمدن ارياها به ايران (نزديك به نهصد سال پيش از آمدن آريائي ها به ايران كنوني) در آزربايجان ميزيسته اند (زردشت متولد1768 ق.م، بوده است)

19ـ آكباتان = اكباتان، به معني غرب و محل غروب خورشيد. در زبان تركي باستان آك به مفهوم خورشيد بوده است.

20ـ دوپ، توپ = توپ، در زبان تركي سومئري به واحدي از نوشتار يعني به هر لوح يك دوپ گفته مي شود و در تركي آزربايجان امروزي به واحد صدمتري از پارچه و قماش توپ مي گوئيم و در فارسي توپ گفته مي شود.

Bir cavab yazın

Sistemə daxil olmaq üçün məlumatlarınızı daxil edin və ya ikonlardan birinə tıklayın:

WordPress.com Loqosu

WordPress.com hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Twitter rəsmi

Twitter hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Facebook fotosu

Facebook hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Google+ foto

Google+ hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

%s qoşulma

%d bloqqer bunu bəyənir: