ضرورت فعال سازی پسوندهای واژه ساز در زبان ترکی


دوزلو اوغلان وبلاگلارینین یاخشی اولماقی اوچون آتیل باتیل فروشگاهین دان آلیش وئریش ائدین

ضرورت فعّال سازی پسوند ها ی واژه ساز ، در زبان تركی

شما در سال هاي اخيردرزبان فارسي ( به شكل رسمي) و مقداري هم در زبان تركي ( به شكل غير رسمي ) شاهد ظهور كلماتي بوده ايد كه در تاريخ اين زبانها سابقه نداشته است. كلماتي كه جديداً ساخته شده و براي اداي مفاهيم جديد يا جايگزيني با كلمات بيگانه و دخيل از آنها استفاده مي شود. اگر شنونده اي كنجكاو براي ياقتن معناي لغوي اين واژه هاي جديد الاحداث به كتابهاي كلاسيك و يا لغت نامه هايي معتبر قديمي نگاه كند؛ هرگز آنها را نخواهد يافت. واژه هايي مثل « شهرباني »، « شهرداري»، «فرهنگستان»،« خودرو»،« نگارنده»،« خودنويس» و« تعميرگاه» كه در دهه هاي گذشته وارد چرخه زبان فارسي شده است و همچنين كلماتي مثل « يارانه»،« پايانه»،«رايانه»،«پيامك»، « آسانبر»، «چاپگر»،« بهره وري » كه در سالهاي اخير توليد شده اند؛ همگي كلماتي جديد با ساختاري جديد هستند. در زبان تركي خودمان هم به كلمات مشابهي برخورده ايم. مثل؛ بيلگي سايار ( كامپيوتر) ، بيليم يوردو( دانشگاه ) ، يازار ( نويسنده ) ، يازيچي ( نويسنده ، پرينتر ، چاپگر)، وطنداش،( هموطن) ، دينله ييجي ( شنونده ) و …

مسلّماً هر اهل زبان متفكّري درعصرارتباطات و تداخل فرهنگ ها به ضرورت واژه سازي در چهارچوب زبانهاي ملي پي برده است.  در دنياي امروز كه مرز بين فرهنگها و زبانها درحال كم رنگ شدن است؛ ما محتاج تقويت زير ساخت ها  و كلمات زبان هاي مادري هستيم. زبانشناسان معتقدند زمان توليد كلمات «هسته» و يا «مادر» و توليد هر كلمه جديد به شكل بسيط سپري شده است. كلمات هسته يا مادر درهر زباني قديمي ترين كلمات آن زبان محسوب مي شوند. اين كلمات براسامي طبيعت، اندامهاي انسان، و يا بر اعمال و رفتار هاي او اطلاق شده است. مثلاً واژه « آب» در فارسي و« سو» در تركي و … مي تواند از قديمي ترين كلمات باشد. به نظر زبانشناسان امروزه  ساخت چنين واژه هايي غير ممكن است؛ پس چاره چيست؟

چاره مشخص است؛ چنانكه درطول تاريخ انسان ، اهل زبان اينگونه كرده است. يعني به جاي ساخت واژه ي هسته، اقدام به ساخت كلمات مشتق و مركب مي نمايد. با اين حساب ما، چهار گونه واژه اسمي خواهيم داشت ‌:

1. كلمات هسته مثل: سو، يئر، گوي، ال، باش،ائو، چؤل،قوش و …

2. كلمات مشتق = ( اسم  يا فعل + پسوند )

( ياز + ار = يازار )

( داغ + چي= داغچي )

( يول + داش = يولداش )

( چاي + لاق = چايلاق )

3. كلمات مركّب = ( اسم + اسم )

( قارا + باغ = قارا باغ )

( آغ + داغ = آغداغ )

( بؤيوك + آنا = بؤيوك آنا)

4.  كلمات مشتق، مركّب ( اسم يا فعل + اسم + پسوند )

( كتاب + ائو + ي = كتاب ائوي )

( بيل + گي + ساي + ار = بيلگي سايار )

( بولاق + اوت + و = بولاق اوتو )

( قيز+ لار+ باغ + ي  = قيزلار باغي )

چنانكه گفته شد، امروزه ساخت كلمات رديف يك، غير ممكن شده است وانسان اهل زبان، با استفاده ازپسوندها و پيشوندهاي موجود در خود زبان با عاريت گرفتن از ساير زبانها ( چنانكه فارسي از عربي و تركي به عاريت گرفته است) اقدام به ساخت واژه هاي جديد مي نمايد. اتفاقاً زبان تركي ما ازاين نظر، يعني ساخت واژه مشتق و مركب يكي ازفعال ترين وخوش اقبالترين زبانهاست؛ چون اصلاً ذات گرامريك و نحوي اين زبان پسوندي است؛ بنابراين با فعّال كردن پسوندهاي آن، مي توان بدون نياز به وارد كردن پسوند ازساير زبانها و براي جلوگيري ازاستفاده بدون چون وچرا ي اهل زبان از كلمات دخيل، اقدام به واژه سازي نمود. متأسفانه درسالهاي اخير،زبان تركي در بين ما با خطري مواجه است كه به نظرمي رسد؛ ازساخت هرگونه واژه جديد باز مانده است. منظورمن از اين بازماندگي نه در بين نويسندگان و دانشجويان بلكه در گويش و محاوره مردم عامي و معمولي است. اگردرسالهاي گذشته، شمّ فرهنگي و زباني تركان اين سرزمين فعال بوده و براي هرموجود يا مفهوم تازه وارد ي از خزانه فولكلوريك و با تبعيّت ازنحو زبان، كلمات جديد مي ساخت؛ اما ما امروز شاهد به كما رفتن آن شم زباني و واژه سازي هستيم. تركان درسده ها و سالهاي گذشته كلماتي مثل« توپ»،« توپ آتان»،« توپچو»،« گلن گئدن»،« ساخلو»( محل نگهداري سرباز و مهمات يعني پادگان ) «يئل آتي» ( دوچرخه )،« ديلماج» ( مترجم)، «ائلچي»(سفير، خواستگار)، «ائلچي ليك»( سفارتخانه ) و… مي ساختند؛ ولي در سالهاي اخيربراثر عاميانه و غيرمدرسي، توهم شدن اين زبان ، شاهد تنبلي و غقب نشيني آن شمّ خلاق ذهني و زباني شده ايم. چرا عليرغم اينكه توده مردم، بهترين، راحتترين و با مسمّا ترين پسوندهاي زبان مادري را براي ساخت واژه جديد دراختيار دارد؛ بي توجه به آن توانايي، كلمات دخيل را مثل نقل ونبات لقلقه زبان مي كند؟

چرا واژه هاي جديد تركي توسّط مردم ساخته نمي شود و اگر ساخته شده باشد چرا در كمترين مدّت ممكن، جايگاه خود را به ديگر كلمات دخيل مي دهد؟ مثلاً معلوم نيست؛ كلمه « ياشيل» چه عيب معنايي و يا صعوبت تلفظي دارد كه جاي خودش را با كلمه « سبز» فارسي عوض مي كند. اتفاقاً كلمه سبز به علّت التقاء ساكنين و در كنار هم قرار گرفتن دو صامت ( بي صدا) تلفّظ سخت تري نسبت به ياشيل دارد. تازه كلمه ياشيل به لحاظ معنا در ذهن عامه اهل زبان با مسمّاست. چون با كلمات « ياش» [تري و آب ] ، ياشا [ زنده باد] ، ياشار [ جاويدان ] ، ياشاييش [ زندگي ] همريشه و هم خانواده نيزاست. همچنين زمستان (به جاي قيش ) ، تابستان ( به جاي ياي) ، طلاي عربي ( به جاي قيزيل ) و …

با اين مقدمه به سراغ نمونه هايي از پسوندهاي زبان تركي مي رويم كه به نظر مي رسد بهره برداري و به كاري آن ها در غنا و واژه سازي تركي بسيار مؤثر خواهد بود.

1- پسوند واژه ساز فاعلي « چي ، چو، جي ، جو»

اين پسوند يكي از فعّال ترين واژه سازهاي زبان تركي است كه وارد زبان فارسي هم شده است . اهل زبان بايد با استفاده از اين واژه هساز كلمات مورد نياز خود را بسازند ؛ بدون اينكه نيازي به وارد كردن كلمات لازم از زبان ديگري باشند . پيشنهاد مي گردد كه كلمات جديد زير در چرخه زبان تركي قرار گيرند. ( اگر چه ما مي توانيم به اندازه نياز در هر نهاني خودمان اين كلمات را به كار بريم )

–     شكسته بند = سينيق چي

–     شوپر ، راننده = سوروجو

–     چاپگر = يازيچي

–     آفريننده = ياراديجي

–     كامپيوتريت = بيلگي سايرچي

–     دانش آموز ، دانشجو = اؤيرنجي

–     ماهيگير = باليقچي

–     هيزم شكن = اودونچو

–     انگوركار= اوزومچو

لازم به ذكر است واژه ساز تابع قانون هماهنگي اصوات كه يكي از قوانين اصلي زبان تركي است مي باشد به اين خاطر به اشكال چي، چو، چو، مي آيد . همچنين چي « چو» در پروسه تغييرات واجي به شكل « جي» نيز « جو» نيز گفته مي شود .

2- پسوند واژه ساز(صفت ساز) «گين/ گون/غين/غون»

اين پسوند از واژه سازهاي كاربردي و بسيار فعال تركي مي باشد. اين پسوند از بن فعل يعني امر مفرد صفت مي سازد. امروزه اهل زبان متاسفانه از اين واژه ساز كمتر بهره مي برند. و علت آن عدم شناخت كافي عوام و خواص از قدرت واژه سازي زبان تركي است. ما با استفاده از آن مي توانيم علاوه بر حفظ كلمات قديمي،براي كلمات واصطلاحات نوين معادل تركي بسازيم؛مثلا:

–        سول+ غون= سولغون

–        يور + غون= يورغون

–        داس + غين= داشغين

–        دول+ غون = دولغون

–        دوش + گون = دوشگون

–        بيل + گين = بيلگين(دانا)

Bir cavab yazın

Sistemə daxil olmaq üçün məlumatlarınızı daxil edin və ya ikonlardan birinə tıklayın:

WordPress.com Loqosu

WordPress.com hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Twitter rəsmi

Twitter hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Facebook fotosu

Facebook hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Google+ foto

Google+ hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

%s qoşulma

%d bloqqer bunu bəyənir: